سیزده رجب و حسرت من
سیزده رجب و حسرت من
لینک ثابت
نگاشته در ساعت 1:1 قبل از ظهر  توسط دلفین
|
جالب بود تمام درختای لاین غرب به شرق خشکیده , بی برگ و بار و لونه ی کلاغا بود
ولی
تمام درختای لاین مقابل سبز سبز و پر از برگهای بزرگ بودند اونقدر سبز بودن که انگار سیاه به تن داشتند...
لینک ثابت
نگاشته در ساعت 7:46 بعد از ظهر  توسط دلفین
|
و حالا چه خوب که در بین شما نیستم...!
الاحقرتر خبرنگار
این روزها چقدر می شنوم فلان خوب خیالی بد بوده
چقدر می شنوم فلان حسن قبح بوده
چقدر دروغ می شنوم از صادق ترین ها
چقدر هنوز من کوچکم برای درک حقایق بزرگ
به خاطر خواهش درونیم برای کمی راستی باید که محاکمه شوم؟
خیالی نیست...
لینک ثابت
نگاشته در ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط دلفین
|
ولی
۲۷ساله شدم...
کاش هفت ساله بودم...
دلگیرم از این شهر سرد / این کوچه های بی عبور...
لینک ثابت
نگاشته در ساعت 5:55 بعد از ظهر  توسط دلفین
|