تبليغاتX
حرفهایی که به سختی کلمه میشوند...
جمعه 18 خرداد1386
خداوندا تورا ستایش نمی کنم

بخاطر اشکهایی که در چشمانم بود

بخاطر بغضی که در گلویم بود

بخاطر تنهایی هایم

بخاطر تاریکی های زندگی ام...

خداوندا تورا ستایش می کنم

بخاطر امیدی که به عشق دوباره دارم

لینک ثابت
 نگاشته در ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط دلفین  | 

جمعه 18 خرداد1386
وقتی در سرمای شب می لرزم

وقتی از تاریکی شب می ترسم

وقتی ستاره ها تنهایی منو پر نمی کنن

وقتی سایه ها از درخت ها هیولا می سازن

وقتی یکتا ماه شب منو یاد چشم گربه سیاهه میندازه

کجاست اون خورشیدی که به من نوید گرما و روشنی داده بود؟

کجاست خورشید روشن؟

.....................................................................(آه از این دلبری)

لینک ثابت
 نگاشته در ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط دلفین  | 

سه شنبه 8 خرداد1386
آشوب و غوغایی در دلم برپاست

مرغکان عاشق باز عاشقانه می خوانند

روزی از روزهای زمینی؛ به آسمان خواهم رفت

نگاهش در نگاهم گره خورده

آرامشش قلبم را می تپاند

دستهایم را به سویش دراز کرده ام

با سکوتش صدایم می زند:

                                          بیا؛ بیا؛ بیا بالا...

لینک ثابت
 نگاشته در ساعت 7:10 بعد از ظهر  توسط دلفین  | 

شنبه 5 خرداد1386
.

دیروز کسی گم شد

امروز کسی پیدا

فردا در خیابان

دست مامانمو محکم تر می گیرم....................... باور کن.

لینک ثابت
 نگاشته در ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط دلفین  |