تبليغاتX
حرفهایی که به سختی کلمه میشوند...
پنجشنبه 18 مهر1387
تو که میروی نطق من کور می شود

کاش چشمم کور می شد و رفتنت را تماشا نمی کردم

می دانم که زود می آیی

و دل ربوده ام را به من باز پس می دهی

کنار جاده ی انتظار ، یک شاخه گل داوودی در دست انقدر می ایستم تا زیر پایم علف سبز شود

ساکن شهر من باشی یا مسافر  من عاشقت هستم

از همین جاده که رفتی برگرد

لینک ثابت
 نگاشته در ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط دلفین  |